تبليغاتX
نغمـہ ے دوسـتے مــا
نغمـہ ے دوسـتے مــا
نه گفتنی ست،نه شنیدنی ست،نه دیدنی ست؛در دلت احساس کن نغمه ی دوستی مـا را
تاريخ : چهارشنبه 1391/02/20 | نویسنده : گلي جووووووون

 

WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم ...

 

" ?BROTHER SAID : " WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU

برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟


"
SISTER SAID: " WHY DIDN’T YOU WAIT UNTILL IT STOPPED

خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟

 

" DAD ANGRILIY SAID: " ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALISE

پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد

 

: BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت :



 "
STUPID RAIN "

باران احمق

 


!!!
THAT’S MOM

این است معنی مادر !!!

 

روز مادررو به همه ي مادراي خوب آينده تبريك ميگم....



تاريخ : شنبه 1391/01/26 | نویسنده : گلي جووووووون
به نام خدای الهه های ناز

 

در زندگي ما انسان ها كساني وجود دارند كه همواره آن ها را دوست مي داريم و به آن ها عشق مي ورزيم.كساني كه زندگي ما به آن ها وابسته است.كساني كه اگر نباشند ما نيز وجود نخواهيم داشت.كساني كه با نبودشان دلتنگ مي شويم و آرزو مي كنيم كه اي كاش مرده بوديم.احساسات ما بر ما عقلمان غلبه مي كند و بعضي وقت ها چنان احساساتي مي شويم كه فراموش مي كنيم عزيزاني داريم كه داريم آن ها را از دست مي دهيم.

وقتي كسي كه دوسش داري رهات مي كنه به هر دري مي زني كه دوباره به دستش بياري و كنارش باشي تا شاد و خوشحال باشي.وقتي كسي رهات مي كنه احساس مي كني قلبت داره از جا در مياد و وقتي به دستش مي ياري به قدري خوشحال مي شوي كه حاضري با هر شرايطي آن را حفظ كني تا از دستش ندهي.آن قدر دوسش داري كه حاضري دنياتو بدي تا دوباره به دستش بياري  ولي اگه اون فرد تمام دنيات شده باشه و زندگيت بهش وصل شده باشه وقتي به دستش نياري از بين خواهي رفت!

تا روزي كه رفت مي پنداشتم كه عشق همه اش شيريني است اما آن روز چشمانش به من آموخت كه با آخرين نگاه است كه اولين رنج آغاز مي شود.*

 

 

الهه شامي

3.3حسابي

7/11/89

 


برچسب‌ها: الهه شامی, راضیه شکرایی

تاريخ : دوشنبه 1391/01/14 | نویسنده : گلي جووووووون
سلام به همه ی دوستای گلم،بچه های خودم(راضیه).امیدوارم که حال و احوال دلتون خوب باشه و امیدوارم که سال خوبی رو گذرونده و سال خوبی رو شروع کرده باشین.;) winking:) happy
اول از همه خودمو معرفی کنم؛من همونطور که بالا توی پرانتز میبینین راضیه ام و گلی جون لطف کرده و آپ این ماه رو به عهده من گذاشته:) happy.و بعد هم عذر خواهی میکنم از بر و بچ عزیز وبلاگ بابت اینکه انقدر دیر آپ کردم.شرمنده.هی مشکل پیش می اومد.قرار بود که پنجم آپ کنم اما رفتیم مسافرت و نشد که بشه که آپ کنم.در کل ببخشید دوستان.: blushing" />:) happy
راستی یادم باشه که یه خاطره ی جالب از سفرمون به کربلا بهتون بگم.>:) devil
خب بریم سراغ اولین آپ سال 1391:
من اول از همه یه متنی که اسمش هست مصاحبه با خدارو براتون گذاشتم که امیدوارم دوسش داشته باشین.خواستم اول سالی که هم حس تازگی داریم و هم تازه دلامونو تکوندیم این چیزایی رو هم که خدا ازمون خواسته رو یه جورایی توی دکوراسین دلمون جا بدیم.:) happy
خدا از من پرسيد: دوست داري با من مصاحبه کني؟
پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشيد.
خدا لبخندي زد و پاسخ داد: زمان من ابديت است، چه سؤالاتي در ذهن داري که دوست داري از من بپرسي؟
من سؤال کردم: چه چيزي درآدمها شما را بيشتر متعجب مي کند؟
خدا جواب داد:
- اينکه از دوران کودکي خود خسته مي شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و دوباره آرزوي اين را دارند که روزي بچه شوند.
-اينکه سلامتي خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست مي دهند و سپس پول خود را خرج مي کنند تا سلامتي از دست رفته را دوباره باز يابند.
-اينکه با نگراني به آينده فکر مي کنند و حال خود را فراموش مي کنند به گونه اي که نه در حال و نه در آينده زندگي مي کنند.
- اينکه به گونه اي زندگي مي کنند که گويي هرگز نخواهند مرد و به گونه اي مي ميرند که گويي هرگز نزيسته اند.
دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتي به سکوت گذشت...
سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داري که بندگانت چه درسهايي در زندگي بياموزند؟
خدا پاسخ داد:
-اينکه ياد بگيرند نمي توانند کسي را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها کاري که مي توانند انجام دهند اين است که اجازه دهند خود مورد عشق ورزيدن واقع شوند.
- اينکه ياد بگيرند که خوب نيست خودشان را با ديگران مقايسه کنند.
- اينکه بخشش را با تمرين بخشيدن ياد بگيرند.
- اينکه رنجش خاطر عزيزانشان تنها چند لحظه زمان مي برد ولي ممکن است ساليان سال زمان لازم باشد تا اين زخمها التيام يابند.
- ياد بگيرند که فرد غني کسي نيست که بيشترين ها را دارد بلکه کسي است که نيازمند کمترين ها است.
- اينکه ياد بگيرند کساني هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز نمي دانند که چگونه احساساتشان را بيان کنند يا نشان دهند.
- اينکه ياد بگيرند دو نفر مي توانند به يک چيز نگاه کنند و آن را متفاوت ببينند.
- اينکه ياد بگيرند کافي نيست همديگر را ببخشند بلکه بايد خود را نيز ببخشند.
با افتادگي خطاب به خدا گفتم: از وقتي که به من داديد سپاسگزارم، چيز ديگري هم هست که دوست داشته باشيد آنها بدانند؟
خدا لبخندي زد و گفت:
 فقط اينکه بدانند من اينجا هستم... "هميشه"
امیدوارم که خوشتون اومده باشه.:) happy
 
خب امّا...
 
عـــــــــــــــــــــیدتون مبـــــــــــــــــــــــارک...
 
آرزو میکنم که سالی پر از تندرستی و آرامش و عشق و خوشی داشته باشین و این 13 روز بهتون خوش گذشته باشه..:x lovestruck:-* kiss:x lovestruck:-* kiss:x lovestruck:-* kiss:x lovestruck
در زندگی همیشه به سوال که میرسم
از هر راهی که میروم،جوابش زندگی است.
درست...
گله نمیکنم،غر نمیزنم،سوال نمیکنم،جواب را میدانم.
خدا یادت باشد.
برای بعضی وقتها که خیلی خسته ام
یک بغل محکم به من بدهکاری.
متشکرم که بهم یک سال دیگه عیدی کردی.
نوروز 91 مبارک
 
راستی من یه ویژه براتون گذاشتم اونم اینه:
 
فروردین                        اردیبهشت                        خرداد
 
تیر                               مرداد                              شهریور
 
مهر                             آبان                                 آذر
 
دی                             بهمن                               اسفند
 
 
 
آهان...بزارین خاطره هرو براتون بگم؛یه پسری زیبا به نام محمد صالح توی کربلا بود،خیلی هم خوش تیپ بود اما دندوناش خراب بود(اونم ایشالا میبرمش دندونپزشکی درست میشه):D big grin حالا بگین شغلش چی بود؟!غذاکش هتل(غذا میکشید تو بشقابای ملت)
آقا این واسه من مخصوص غدا میریخت.یه بار انقدر سوپ ریخت توی کاسه که داشت از کنارش میریخت.:P tongueانقدرم هیز بود که نگو!
روز آخر ما برای آخرین بار رفتیم حرم،شور حسینی منو گرفت کلی گریه کردم و بعدشم نرفتم ناهار بخورم، انقدر دلم سوخت که ندیدمش =(( broken heartاما بعدش اومد خواستگاری و خلاصه دیگه باهم ازدواج کردیم.:D big grin:)) laughingخواستم پدر جدیدتونو معرفی کنم.بچه ها،محمدصالح.محمدصالح ،بچه ها.:D big grin;) winking:P tongue
راستی چند تا خواهش هم ازتون داشتم؛8-> day dreaming
اول اینکه دعا کنید ماهایی که قبول نشدیم دوباره آزمون بدیم و قبول بشیم و بازم با هم باشیم.[دعا]
دوم اگه دوست دارید توی نظرا بگی که کلن از اول سال تا حالابهتون چطوری گذشت؟البته اگه دوست داریدا.:) happy
مراقب خودتون باشید خیلی زیاد.خیلی دوستون دارم.:x lovestruck:x lovestruck:x lovestruck:x lovestruck:x lovestruck:x lovestruck:x lovestruckدلم خیلی براتون تنگ شده :(( crying،شده قدر محتویات داخل بینی مورچه.:D big grin;) winking
ببخشید که انقدر طولانی شد و وقتتونو گرفتم.خب دیگه به پایان آمد این پست،وبلاگ همچنان باقی ست.
 
خدانگهدارتون. :-* kiss:-* kiss:-* kiss=; talk to the hand


تاريخ : سه شنبه 1390/12/23 | نویسنده : گلي جووووووون

 

 

گــَلــُـوے آدَم را

بایَد گاهــــــــــے بِتـَراشَنـد ...

تا براے دٍلـتَنگـــــــــے هاےِ تـازه جـا

باز شَــوَد

دٍلتـَنگـے هایــے ڪِه جایِشان

نـَه دَر دِل

ڪِه دَر گــَلوےِ آدَم استــــ

دِلتنگـے هـایــے ڪِه مے تَواننَــد

آدَم را خَفـِـه کـُننـَـد . . .!!

 

 

 

من و اون تو خونه تنها بوديم.....مي فهمي؟.....خونه ...... تنها...

 



ادامه مطلب...
تاريخ : شنبه 1390/10/17 | نویسنده : گلي جووووووون
 

سلام .حالتون خوبه؟!؟!

دلم طاقت نداشت  وبلاگ رو اينطوري ببينه...راستي!جديدا بلاگفا يه تغييرات توپي كرده !!!

حدس مي زدم كه بعد از ورود به دوره ي دبيرستان،بعضي از دوستان بي معرفتي كنن ولي نه ديگه تا اين حد!!!!

خيليا ميگفتن ما وبلاگ ميايم ولي نمي دونيم در مورد چي نظر بذاريم؟در مورد هر چي عشقت ميكشه بزار،شما تويه نظرات فحش هم بديد ما تاييد مي كنيم(از فردا همه توي نظرات فحش مي نويسن)

 

راستي با امتحاناي ترم چطوريد؟؟سخته،نه...؟؟؟

 

تو اين پست مي خوام در مورد دوره ي "دبرستان" نظر بزاريد.ممنون ميشم.اسم دبیرستانتون فراموش نشه!!

 


برچسب‌ها: مدرسه ي راضيه شكرايي, دوره ي دبيرستان

تاريخ : یکشنبه 1390/09/27 | نویسنده : گلي جووووووون
 
 
گفتم: خدايا از همه دلگيرم گفت: حتي از من؟
 
گفتم: خدايا دلم را ربودند گفت: پيش از من؟
 
گفتم: خدايا چقدر دوري گفت: تو يا من؟ .........
 
گفتم: خدايا تنها ترينم گفت: پس من؟
 
گفتم: خدايا کمک خواستم گفت: از غير من؟
 
گفتم: خدايا دوستت دارم گفت: بيش از من؟
 
 
گفتم: خدايا اينقدر نگو من گفت: من توام تو من...
 
 
 
 
 


تاريخ : شنبه 1390/06/12 | نویسنده : گلي جووووووون

زدم فریاد خدایا

این چه رسمیست،این چه رسمیست؟؟

رفیقان را جدا کردن هنر نیست....رفیقان قلب انسانند خدایا

بدون قلب چگونه می توان زیست؟؟

 

 



پیج رنک

آرایش

طراحی سایت